عهد ما با تو نه عهدي كه تغير بپذيرد
بعد خب يك آدمهايي پيدا ميشوند توي اين دنيا كه چيزي را كه دوستش دارند،ميگذارند جلوشان و ساعتها بهش خيره ميشوند. اما از ترس اينكه آن چيز ناگهان دود بشود و برود توي هوا، هيچوقت،تأكيد ميكنم هيچوقت آن را توي دستشان نميگيرند. هيچوقت جا به جايش نميكنند. هيچوقت از زاويهاي ديگر نگاهش نميكنند. هيچوقت حتا از يك حد بيشتر بهش نزديك نميشوند.
اينطوري است كه اين آدمها تلاش ميكنند آن چيز را تا هميشه تا زماني كه زندگي ميكنند، دستنخورده براي خودشان نگه دارند.
عنوان از سعدي است
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 14:1 توسط لیلی
|
همین طورهاست که مدام باید نوشت، قمار است این کار، برد هم ندارد، ولی چارهای هم جز همین چیدن و باز چیدن نیست