حالا ديگه تو رو داشتن خياله
دل اسير آرزوهاي محاله
غبار پشت شيشه مي‌گه رفتي
ولي هنوز دلم باور نداره

به گمانم اين راننده‌هايي را كه توي ضبط تاكسي‌شان وقت سرماي شب،ميان خواب‌آلودگي و خستگي از يك روز شلوغ، "ابي" مي‌خواند، بايد كلهم با تاكسي‌شان طلا گرفت.