همين‌طور كه توي يك سري سايت‌هاي عكاسي مي‌گشتم، به عكس‌هايي برخوردم كه جناب مایکل کنا انداخته بود. عكس‌ها به نظرم بي‌نظير بودند. عكس‌هايي بود از ژاپن. سياه و سفيد. خالي از آدم‌ها. فضايي فراخ غرق در برف توي پس‌زمينه  و آن ميان شايد تك درختي یا نیمکتی یا یک توده درخت که یک جا جمع شده باشند. اين خلوت و خالي بودن اغراق‌آميزي كه عكس‌ها به ذهنم القا مي‌كردند، عالي بود. يك جورهايي خالي شدن از فكر‌ها و اشيا و اتفاقات اطرافم. انگار كه من هم مثل آن درخت‌ها يا نيمكت‌ها رها شده باشم توي يك سفيدي ساكتي كه حالا حالا‌ها قرار است ادامه داشته باشد.
خلاصه اين‌كه براي چند شماره‌ي بعدي اين بخش، دوست دارم عكس‌هاي اين آقا را توي بلاگ به اشتراك بگذارم.
پ.ن: جالب است که این آقا مقدمه‌اي نوشته براي مجموعه عكس "آدم‌ها" كه عكاس جوان ايراني، محمدرضا میرزائی عكس‌هايش را انداخته است.