چه تلخ و دوري ازم،
با اخمي كه توي صورت‌‌ات است،
و لبخندي كه روي لب‌هات نيست.

چه امشب براي هميشه دوري ازم.
انگار كه نبوده‌اي هيچ‌وقت،
يا نبوده‌ام هرگز روي زمين.

چه ناباورانه ازت دورتر مي‌شوم،
هر لحظه كه از اين لحظه‌ها مي‌گذرد،
و تو حتا به خيال‌ات نيست،
دست تكان بدهي برام
كه شايد بخواهی برام آرزوی سلامت کنی،

شاید حتا، مثلن...