کاش می‌شد. اگر می‌شد که این حال‌ات را می‌نوشتم. اگر می‌شد که این حال‌ام را می‌نوشتم. اگر کلمه داشتم، شاید می‌شکافتم این احساسات تو در توی بی‌سرانجام را که شکل کلافی شده سردرگم. شاید و شاید فقط آن‌وقت می‌شد که دوباره از نو ببافم. از نو تصویر بسازم. 

کاش می‌شد این جداافتادگی را معنایی براش یافت. که خالی‌ام این روزها از تو. که تو خالی‌ای از من. که دارم پر از احساسات تازه‌ای می‌شوم که دوست‌شان ندارم اما چه کنم که دارند پیدا می‌شوند، چه کنم که دورم و در این دوری، آدم دوباره تنها می‌شود. 

کاش می‌شد عشق را می‌نوشتم. کاش می‌شد بی‌عشقی را می‌نوشتم. کاش می‌شد کلمه داشتم.