می‌آیی و می‌روی
رنگ‌ها
مُدها
و مُدل‌ها را
کوتاه و بلند
تند و ملایم و سنگیم
پا به پای فصول می‌آوری و می‌بَری.

دیگر چه باشی چه نباشی
تنها کتابِ بالینیِ من شده‌ای
در این اتاقِ پر از کتاب‌های ناخوانده.

با این حواس پنج‌گانه‌ای که هیچ‌کدام
حساب نمی‌برَد از من
هزار بار هم که آمده باشی
صدای پِت پِت ماشینت از کنار خیابان
هنوز گلویم را خشک می‌کند
و مرطوب می‌کند   کف دستانم را،

می‌آیی
می‌روی
و همیشه پیش از
پشت سر بستن در
طوری نگاهم می‌کنی
که انگار سقف دنیا از سنگ وُ
آسمان لرزه‌ای در راه...

کبریت خیس ـ عباس صفاری ـ انتشارات مروارید