امان از این دوری. چه سخت است دوباره تنهایی و دوباره بازگشت. چه موجود غریب و سختی‌ست آدمیزاد. به هیچ وضعیتی قانع نیست و از هر وضعیت دلخواهی باز چیزی کم است براش. خدا چه‌طور کنار می‌آید باهاش؟ شاید اصلن همین اوست که لذت می‌برد از این سختی، از این پیچیدگی؟ که شاید او هم خودآزاری داشته باشد مثل من که همیشه بهانه‌ای دارم برای غصه خوردن. هان؟