فرار از روزنامه، اخبار سیاسی، شایعات سیاسی و نقل و حکایت‌های مسافرها و دید و بازدید‌های ذکر مصیبتی، تنها راه نجات از ابتذال روزانه، نومیدی و غرق شدن در بیهودگی‌ست وگرنه آدم زیر خاکستر غصه، دل‌مردگی و افسردگی جان را به «جان‌آفرین» تسلیم و خودش را به دست خودش شهید می‌کند. در برابر «سیاست» و ابتذال روزمره، ادبیات موسیقی یا نقاشی پادزهر خوبي‌ست. ادبیات وقتی از ابتذال روزانه یا از هر چیز معمولی حرف می‌زند، آن را از ابتذال بیرون می‌کشد، به آن حقیقتی می‌دهد که دیگر همه چیز هست، جز مبتذل.
 
روزها در راه - شاهرخ مسکوب