.
آنقدر که خشم را تجربه میکنم، هیچ حس دیگری را تجربه نمیکنم. خشم بینهایت است در من و شاخههاش دارند دورتادور بدنام را میفشارند، چون در من ریشه دوانده است و نزدیک است تبدیل به تودهای از خشم شوم. تودهای از خشم متحرک، آمادهی عصیان، در آستانهی نابودی و ویرانیای خانمانسوز.
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر ۱۳۹۸ ساعت 4:13 توسط لیلی
|
همین طورهاست که مدام باید نوشت، قمار است این کار، برد هم ندارد، ولی چارهای هم جز همین چیدن و باز چیدن نیست