این زوجها را دیدهاید که همه جوره ایدهآل و پرفکت هستند؟ این دوتا ها را وقتی که کنار هم قرار میگیرند، زیر لب میگویی چه تناسبی، چه کنار همی خوبی.
زن یک کیلو گوشت اضافه ندارد، با قد متوسط، با موهای صاف با قد متوسط، با چشمهای شهلا و ابروهای کمانی. مرد یک سر و گردن بلندتر از زن، جوری که یک دست را حلقه کرده دور کمر زن و تو خیال میکنی زن رفته زیر سایهاش، زن توی مرد حل شده. مرد با موهای جوگندمی خوشرنگ، پوست تیره و چشمهای مشکی.
هر دو خوشلباس. مرد آستینهای پلیور توسی سورمهای را تا یک جا بالا کشیده و زن، دامن بلندش را جوری رها کرده توی باد که انگار این دو نفر تمام طبیعت را مسخ کرده باشند.
هر دو تحصیلکرده، روشنفکر، با وضع مالی متوسط به بالا، هر دو خوشاخلاق، مودب، بی کم و کاست.
این جور دوتاییها را زیاد دیدهام و مدتی است بهشان فکر میکنم که چی باعث شده این همه کنار هم خوب باشند و در نهایت به خودم نگاه کردهام و بعد فکر کردهام که شاید قرار است خیلی آدمهای دیگر صرفن معمولی باشند، صرفن تناسبی در کنار هم نداشته باشند، چند کیلو اضافه وزن داشته باشند، قد و سایزشان به هم نخورد حتا، ماشین نداشته باشند، وضع مالیشان در حد یک دانشجو باشند، تفریحشان فرندز دیدن باشد و سوشی خوردن. هیچ جوری کنار هم توی عکسها توجه آدمها را جلب نکنند. شاید خیلیها همینطوری معمولی و غیرپرفکت باشند و تو دل برو و روشنفکر و پر طرفدار و کنجکاوی برانگیز نباشند. کسی هم غبطهشان را نخورد وقتی میبیندشان.
همهاش همین است. شاید خیلی آدمها مثل خود من، معمولی باشند. در کنار آدمهای معمولی قرار بگیرند و زوجهای معمولی بسازند. یک جورهایی شاید پرفکت بودن، بی کم و کاست بودن، مال آدمهای دیگر باشد. قرار هم نیست یک چیزهایی مال آدمهای معمولی باشد.
چه اشکالی دارد؟